تبليغاتX
..:: یاد داشت های یک دانشناپذیر ::.. - اين گنبد زيبا، قلب ايران است. چه دورنمايي دارد

... در بارگاه تو، هیچ کس غریب نیست.

بغضي غريب و بعد هم هاي و هوي پريشان دل. تا غروب راهي نيست.

دل و نقاره و اشك به هم مي آميزند، و من پر از ضريح مي شوم.

و سرشار از رازهاي طلايي!...

چه بويي از كنارم گذشت، بوي آسمان بود. يك بوي خيس، يك بوي معنوي سبز.

گويا فطرتم بود كه معطر شد از عشق!

ضريح اينك به ملكوت مي ماند، و من مي خواهم تا رضايت «رضا» اوج بگيرم...

 

نائب الزیاره دوستان در مشهد هستیم .

+ نوشته شده توسط دانشناپذیر در پنجشنبه 14 آبان1388 و ساعت 12:3 بعد از ظهر |