تبليغاتX
..:: یاد داشت های یک دانشناپذیر ::.. - آشنای غربت تو، رستگاره روز محشر ...

من که عمریه شنیدم

تو غریب‌الغربایی

اما می‌دونم به رازم

بهتر از من آشنایی

اومدم پنجره باشم

خسته از این همه دیوار

اومدم یه دنیا امید

اومدم تشنه و تب‌دار

اینجا شوق پرکشیدن

تو دلا می‌زنه پرپر

آسمونی از فرشته‌س

حرم از بال کبوتر

مثه صبح آفرینش

دلا خالی از غبارن

بس که چشمای تمنا

تو هوای تو می‌بارن

من که عمریه شنیدم

تو غریب‌الغربایی

اما می‌دونم به رازم

بهتر از من آشنایی

حرم و تب زیارت

حرم و هوای تازه

این هوا آدمو از نو

واسه زندگی می‌سازه

پر زده از شب تردید

رسیده به صبح باور

آشنای غربت تو

رستگاره روز محشر

 

+ نوشته شده توسط دانشناپذیر در پنجشنبه 7 آبان1388 و ساعت 10:52 قبل از ظهر |