=-=-=-=-=-=
ديشب پس از مدتها تونستم آقا يوسف ديدبان برج مينو را در نت ببينم و در طي يك عمليات مخ زني موفق شدم آيديش را در مسنجرم ادد كنم . خدا قبول كنه ! ( بقیه هم می تونند از این فرصت سوء استفاده کنند تا من آیدیشون رو در منسنجرم ادد کنم )
=-=-==-=-=
ديشب طبق عادات شبانه به وبلاگ كوروش علياني رفتم ببينم خبر جديد در حوزه ي فرهنگ بين الملل چیه ، البته بيشتر هوس كرده بودم برم لينكدونيش اسم وبلاگم رو مجدداً بنگرم ( حالش رو ببرم ) . كه نا گاه خشكم زد . هرچي اون پايين پاينا دنبال اسمم گشتم كمتر چيزي پيدا كردم !كلي خورد تو ذوقم … گفتم اين ديگه چه جورشه !چه رسمشه !يه روز آدم رو لينك مي كنن يه روز دیلینک (نوع اکسس پوینتش خوبه ) !!! تو اين فكر و حرفا و مشغول ديدن وبلاگش بودم كه ديدم به !منو ببين !نه . يكي منو بگيره ! لينكم از اون پايين اومده بالا و يه فلش هم در قبلم ، قلبم رو نشونه رفته … بابا دمتون گرم !اي ول !!! بگذريم از حديث نفس بقول آقا يوسف !
مطلبي نوشته بودند آقا كوروش علياني در خصوص وضعيت داستان نويسي و رمان در ايران و انتهاي مطلبش اسم كتاب مورد نقدش را ديدم « من قاتل پسرتان هستم » هر چند كه كتاب مجموعه داستاني است از حكايت هاي جنگ ولي اصلا پيشنهاد نمي كنم كه كسي اين كتاب رو بخونه … ايضا مطلبي هم از اين كتاب دوست عزيزم آقا صادق در وبلاگ حنابندان نوشته بودند .

مطلبی نیز چند وقت پیش دوست عزیزم کیمیا در وبلاگشان نوشته بودند در خصوص بازماندگان دوران جنگ و مقایسه ای با سایر کشورها و الخ ...
=-=-=-=-=-=
در مجموع صحبت های دوستان و خواندن کتاب فوق لازم دانستم تا مطلبی هرچند کوتاه و کم محتوا طبق سنوات گذشته در وبلاگم بگذارم :
- متاسفانه نه سن مان به جنگ می خوره که در موردش حرف بزنم و نه آنچنان در جمعهایی بوده ام که از جنگ در آن صحبت به میان آمده باشد . جوانتر ها که بودم ، زیاد مجموعه های داستانی جنگ را خوانده بودم ، اما این یکی از آسمان تا ثریا با موارد قبلی متفاوت بود ! گویا دیگر هیچ حرفی از جنگ نمانده که بزنند که به این ادبیات مبتذل ! برای انتقال فرهنگ جنگ دوستان ! همت گمارده اند !
- جنگ تنها متعلق به عده ای خاص نیست که آن را به نفع خود مصادره کنند و به سلیقه خود از آن داستان سرایی کنند .
- جنگ دوکون بقالی و کاسبی نیست که از کنار آن عده ای به نان و نوایی برسند و ارتزاق خود را در تحریف و تخریبش جستجو کنند .
- جنگ یک نعمت بود ... یک سفره ی رحمت بود ... دری بود به آسمان تا در این قرون متحجر ارتباطی خالص ترین بندگان خدا ارتباط آسمان و زمین را برقرار کنند ... دیگه هر چی بگم ادای بقیه را که در رثای جنگ سخنانی گهربارتر رانده اند را تقلید خواهم کرد .
مقام معظم رهبری : می خواهم بگویم این جنگ یک گنج است . آیا ما خواهیم توانست این گنج را استخراج کنیم یا نه ؟ این هنر ماست که بتوانیم استخراج کنیم .

