اتفاقات روزمره و روزمرگی چنان آدمی را غرق در خویش می کند، که داغ حسرت لحظه ای فکر کردن به خود را بر دل می گذارد. چرخ دنده های بی روح و سرد زندگی همه را کلافه کرده. دغدغه های زندگی رمقی نمی گذارد و شیره جان را می کشد. آخرین بار چه زمانی از خود پرسیدیم، دیروز چه کردیم و امروز چه می کنیم و فردا چه خواهیم کرد؟ غافل از گذر عمر خویشیم و قصهی فراموش شدهی بانگ الرحیل ...
نفس های انسان گام هایی است که به سوی مرگ برمی دارد.
چه زود سبزی برگ جان رو به زردی رود ،
و برگریزان ...
+ نوشته شده توسط دانشناپذیر در سه شنبه 21 آبان1387 و ساعت
3:47 بعد از ظهر |
