تبليغاتX
..:: یاد داشت های یک دانشناپذیر ::.. - امشب ماه در آسمان کامل بود ...

دیدن روی تو در خویش ز من خواب گرفت
آه از آیینه که تصویر تو را قاب گرفت

خواستم نوح شوم، موج غمت غرقم کرد
کشتی‌ام را شب طوفانی گرداب گرفت

در قنوتم ز خدا«عقل» طلب می‌کردم
«عشق» اما خبر از گوشه محراب گرفت

نتوانست فراموش کند مستی را
هر که از دست تو یک قطره می ناب گرفت

کی به انداختن سنگ پیاپی در آب
ماه را می‌شود از حافظه آب گرفت؟!

+ نوشته شده توسط دانشناپذیر در یکشنبه 21 مهر1387 و ساعت 9:8 بعد از ظهر |