السلام علیک یا روح الله ؛
سلام بر تو باد ای صادقترین صبح ، بر فجر میلادت ، روز دیدارت و شام هجرانت درود ؛
درود بر روح الله که در میقات عشق ، فرمان " فخلع نعلیک" را به جان شنید و پای افزار پیکر بر زمین گذاشت و خود سبکبار به سوی "منظومه ی عشق" پرواز کرد ، تا در جایگاه قدسی "عند ربهم یرزقون" به سفره ی احسان آن رزاق بی همتا میهمان گردد .

اماما ، کبوتران حرمت اذان می گویند و من آمده ام بر ضریحت اقتدا کنم ، تا دو رکعت عشق بخوانم .
شبهای بارانی مژگانت پر است از ترانه های کمیل ؛ تو در سحرگاه تجلی با ابوحمزه نیایش خروش از ملکوت برآوردی .
تو تحریر الوسیله را برای کمال النقطاع نوشتی ، تو با جوشن کبیر عمری را در جهاد اکبر گذراندی ؛
ای شط سپیده ؛ در صحن صحیفه ی تو کبوتران ملکوت لانه دارند .
بگو که از کدامین سرچشمه ی اعجاز می آیی ؛ ای مسیح لاله پرور . . .
سخن گفتن از آئینه در توان خاک نیست و سرودن بهار در بظاعت جوانه نمی گنجد.
از تو گفتن دشوار است و با تو گفتن دشوار تر ...
سخن از احیاگری است که بر کالبد محتضر قرن جاهلیت مدرن روح تازه دمید و حیاتی دیگر بخشید ، تا معنویتی را که می رفت به افولی کامل گراید بار دیگر طالع سازد.
فیض روح القدس ار باز مدد فرماید
دیگران هم بکنند آنچه مسیحا می کرد
