"هوالخالق المتعال"
یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبر اللیل و النهار
یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال
اینک صدای گام های سبز بهار ، همراه با ترنم دلفریب پرندگان بر ساخشار ، جریان دوباره حیات را در شریان هستی نوید می بخشد .
اما اگر گوش جان بسپاری و دیده ی دل به راه نگاه داری هر آینه می بینی که خلعت سبز طبیعت غرق در سرخی آلاله هاست و نوای بلبلان بهاری این است که ، « درختان را دوست داریم که به احترامت قیام کرده اند و آب را که مهر مادر توست ! » .
آری تقارن اربعین شهادت بزرگ مردان عرصه کربلا ، نوروز ما را قداست و جلایی دیگر بخشیده است ؛
پس بارالها اگر خواب سرد زمستانی گناه ، دل هایمان را به انجماد کشیده است ، نسیم بهاری اعتماد به لطف تو در آوندهای دلم هیجانی تازه آفریده ، چگونه ریشه ی آرزوهای مرا از گلزار بخشش خود بیرون می آوری ؟
ای آنکه گل آرزویت را خود ، آبیاری کرده ای ، پس در این سال نو و نوبهاری دیگر با بال های تواضع به درگاهت می آیم ، خانه ی بی تاب دلم را دور از سیل فتنه ها بناساز و با مهتاب یادت از شر دشمنانم رها ساز و کشتی طوفان زده ی زندگی ام را به ساحل امن انتظار متصل گردان و دست نوازش گر حجتت را بر سر بی سامانم مرحمت فرما ...
زکوی یار می آید نسیم باد نوروزی
از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی

