چندی پیش ، مطلبی کوتاه نوشته بودم در خصوص روزمرگی ،
نیاز به تغییر نگرش در نگاه روزمره به زندگی ، امری انکار ناپذیر هست .
اغلب افراد پس از مدتی که در جایی و یا سمت و شغلی مشغول هستند ، دچار روزمرگی خواهند شد .
ایجاد تنوع در کارها و فعالیت ها و تجربه محیط ها و فضاهای کاری جدید ، موجب شکوفایی استعداد ها و پتانسیل های افراد خواهد بود .
لازمه ی کار اثر بخش ، وجود روحیه و انگیزش در افراد می باشد .
این همه کلمه قلنبه و سلنبه به این خاطر بود که قرار بود دوباره از کار بی کار بشوم ...
استعفا هم نوشتیم ( البته تنها دلیلش این نبود که حقوق نمی گرفتم )
اما فعلا حجم کارها بسیار زیاد و متراکم هست و گویا نیاز به خدمات مهم تر از پرداخت حقوق هست .
تا خدا چه بخواهد .
اندکی دیگر باید تحمل داشت تا گذشت زمان ، پرده از بسیاری حقایق و مشکلات کنار زند .
به بهانه ی بیکاری چند پروژه قبول کردم و اکنون مانده ام به کدام برسم ...
اولویت با کدام هست ... کار یا پروژه .
لکن در این شرایط نکته ای از همه مهمتر هست ...
بفرمایید هندوانه ...

