تبليغاتX
..:: یاد داشت های یک دانشناپذیر ::.. - تو یه زائری برو ...
تو دل یه مزرعه - یه کلاغ روسیاه
هوایی شده بره - پابوس امام رضا
اما هی فکر می کنه - اون جدای کفتراست
آخه من کجا برم - یه کلاغ که روسیاست
من که تو سیاهی ها - از همه رو سیاه ترم
میون اون کبوترات - با چه روی بپرم

تو همین فکرا بودش - کلاغ عاشقونه
یه دلش می گفت برو - یه دلش میگفت نرو
که یهو صدایی گفت - تو نترس و راهی شو
به سیاهی فکر نکن - تو یه زائری برو

پ.ن:/شعر و تصویر از وبلاگ دانشجوی حقوق

نایب الزیاره همه دوستان عزیز اگر لایق باشیم .

+ نوشته شده توسط دانشناپذیر در چهارشنبه 9 اسفند1385 و ساعت 9:27 بعد از ظهر |