تو دل یه مزرعه - یه کلاغ روسیاه
هوایی شده بره - پابوس امام رضا
اما هی
فکر می کنه - اون جدای کفتراست
آخه من کجا برم - یه کلاغ که روسیاست
من که تو
سیاهی ها - از همه رو سیاه ترم
میون اون کبوترات - با چه روی بپرم

تو همین فکرا بودش - کلاغ عاشقونه
یه دلش می گفت برو - یه دلش میگفت
نرو
که یهو صدایی گفت - تو نترس و راهی شو
به سیاهی فکر نکن - تو یه
زائری برو
پ.ن:/شعر و تصویر از وبلاگ دانشجوی حقوق
نایب الزیاره همه دوستان عزیز اگر لایق باشیم .
+ نوشته شده توسط دانشناپذیر در سه شنبه 30 آبان1385 و ساعت
8:47 قبل از ظهر |
