چند ساعت پیش با بر و بچ رفتیم جاده چالوس ... جای همه خالی ... کلی حال داد و صفا ...
رفتیم استخر و تنی به آب زدیم ... هرچند با این کمر شکسته ام شنا نمی تونستم بکنم !
و بعد با مسئول سابق قهوه خانه عکسی انداختیم . ( از بس خالی بسته ، سنگ شده ! )

و شام خوردیم

و گشت و گذاری در کنار مهتاب داشتیم !
+ نوشته شده توسط دانشناپذیر در چهارشنبه 21 تیر1385 و ساعت
1:54 قبل از ظهر |


