چند وقتی است استشهادی عزیزم محمد مسیح موجی در میان وبلاگ نویسان به راه انداخته و صحبت هایی در خصوص ماهیت وبلاگ نویسی اش و بحث استشهاد آغاز نموده . امروز به مناسبت سالگرد شهادت دکتر چمران تصمیم به نگارش مطلبی در خصوص شهادت و استشهاد نمودم .
قال رسول الله صلي الله عليه و آله : من طلب الشّهاده صادقا اعطيها و لولم تصبه.
پيامبر خدا صلي الله عليه و آله فرمود : هر كس از روي صدق شهادت را طلب كند، خداوند به او «ثواب» آن را عطا خواهد كرد، هر چند به شهادت نرسد.
امروزه هر از چندگاهی در گوشه و کنار کشور خبری از گردان های استشهادی به گوش می رسد که در حال جذب و سازماندهی نیروهای داوطلب هستند . به نفسه وجود روحیه ی جهادی و استشهادی در خلقیات و کردار افراد بسیار نیک و پسندیده است . این روحیه ی انقلابی باعث حرکت ، پویایی و سازندگی است و شخص متخلق به آن همه ی منیّت های خویش را رها می کند و سبک بار و سبک بال در راه آرمان و هدف خویش گام بر می دارد . این ویژگی او را از گزند تغییر و تحولات بیرونی و درونی در امان می دارد و تنها مانعش در رسیدن به مقصدش جانش است که آن را به دست گرفته و هر لحظه منتظر رهایی و آزادی است .
اما هنگامی که بخواهیم فراتر از مناسبات و محاسبات فردی به این روحیه در جامعه بپردازیم ، نیاز به شناخت کامل و آسیب شناسی آن است که در این فرصت مجال پرداختن به آن نیست .
مهمترین آفت این تغییر ، امکان آلودگی این خصلت به خلعت ریا و خودنمایی است که نیت خالص فرد را مورد تغییر و تخریب قرار داده و او را در بند تبلیغات و ملعبه رسانه های خبری نماید .
{ بدیهی است که شهادت از آن جهت که کشته شدن است،قداست ندارد بسیاری از کشته شدنهاست که «نفله» شدن است و احیاناً به جای اینکه افتخار باشد ننگ است.
مرگی شهادت است که انسان با توجه به خطرات احتمالی یا ظنی یا یقینی یا فقط به خاطر هدفی مقدس و انسانی و به تعبیر قرآن «فی سبیل الله» از آن استقبال می کند.
شهادت دو رکن دارد:
- یکی اینکه در راه خدا و فی سبیل الله باشد، هدف مقدس باشد و انسان بخواهد جان خود را فدای هدف نماید.
- دیگر اینکه آگاهانه صورت گرفته باشد.
معمولاً شهادت جنایت هم هست. یعنی عملی که از جهت انتسابش به قاتل جنایت و پلیدی است، از جهت انتسابش به مقتول شهادت است و مقدس.
شهادت به حکم اینکه عملی آگاهانه و اختیاری است و در راه هدفی مقدس است و از هرگونه انگیزه و خودگرایانه منزه و مبرا است، تحسین انگیز و افتخار آمیز است و عملی قهرمانانه تلقی می شود در میان انواع مرگ و میرها، تنها این نوع مرگ است که از حیات و زندگی برتر و مقدس تر و عظیم تر و فخیم تر است. } شهید مطهری
هرچند بحث عمليات شهادتطلبانه، به ويژه پس از مسائل فلسطين مطرح شده، اما تاكنون، بحث فقهى دقيقى در اينباره نشده است . در يكى از استفتائات آيتالله فاضل لنكرانى سؤال شده است: «آيا جايز است كه براى كشتن ديگران دست به انتحار بزنيم؛ مثل عملياتهاى انتحارى ملت فلسطين؟»
ايشان در پاسخ نوشتهاند: «مسئله فلسطين، مسئله دفاع است و دفاع از خود و حريم و ناموس و كيان اسلام به هر نحوى كه باشد، جايز است.»
و هم چنین می فرمایند : «اگر انسان احتمال دهد يا بداند كه دفاع او از جان خود يا بستگان خود، منجر به كشته شدن خودش خواهد شد، باز هم دفاع جايز، بلكه واجب است. ولى نسبت به مال، اگر مىداند كه دفاع او از مال منجر به كشته شدن خودش مىشود، دفاع واجب نيست، بلكه احوط ترك است.»
عمليات و دفاع انتحارى را نه در جهت قتل شهروندان، بلكه فقط برای مقابله با نظاميان اسرائيلى و حاميان مستقيم و فعّال هجومهاى نظامى اسرائيل تجويز مىكنند و اين امر را دقيقا ذيل ادلّه و موارد دفاع مشروع مىدانند.
{ صلوات و سلام حضرت حق متعال و برترین درود فرشتگان و بندگان صالحش نثار روح مطهر شهیدان باد، كه جان خود را نثار راه خدا كردند و از تعلقات زندگی به خاطر رضای دوست گذشتند و مصالح امت اسلامی را بر مشتهیات نفسانی ترجیح دادند. امروز پرچم اسلام در جهان، به بركت فداكاری شهیدان عزیز است كه به اهتزاز درآمده، و نام مبارك خداوند و عظمت اسلام به خاطر ایثار و تلاش آنان و دیگر مجاهدان راه حق است كه فضای جهان را پر كردهاست.
و همیشه چنین است: نیكیها براثر فداكاری نیكان، گسترش مییابد و جاودانه میشود و خونهای مقدس فداكاران است كه نهال فضیلتها را در جهان، ریشهدار و آسیبناپذیر میسازد.
امروز در نظام مقدس جمهوری اسلامی كه پایگاه اسلام و سرچشمه عظمت و بالندگی نوین آن است، همه چیز مدیون خون شهیدان عزیز است و همه روز، روز شهدا و ایثارگران است. اینجانب به مناسبت امروز، تكریم قلبی خود را به ساحت شهیدان مظلوم جنگ تحمیلی و همه شهدای دوران مبارزه و انقلاب، تقدیم میدارم و برای امام راحل بزرگوارمان كه رهگشای شهادت و رهنمای شهیدان بود علو درجات مسئلت میكنم و به بازماندگان و خانوادههای معظم شهدا درود میفرستم و فضل و لطف حضرت باری تعالی را برای جانبازان و آزادگان و اسیران و همه ایثارگران طلب مینمایم.
والسلام علی جمیع عباد الله الصالحین } مقام معظم رهبری
چمران دانشآموخته دارالفنون، دبيرستان البرز، دانشکده فني، دانشگاه کاليفرنيا و برکلي است؛ به يکباره از آمريکا رهسپار مصر ميشود و مدت دو سال، در زمان عبدالناصر، سختترين دورههاي چريكي را ميآموزد. به لبنان ميرود و با کمک امام موسيصدر، حركت محرومين و سپس جناح نظامي آن، سازمان «امل» را براساس اصول و مباني اسلامي پيريزي مينمايد و از قلب بيروت تا قلههاي بلند كوههاي جبلعامل و در مرزهاي فلسطين اشغالي از خود رشادتهاي بسيار به يادگار ميگذارد. با پيروزي انقلاب اسلامي بعد از 23 سال دوري، به ايران باز ميگردد. معاون نخستوزير ميشود اما در تهران نمي ماند و با تلاشي کم نظير، مسئله كردستان را تا حدود زيادي فيصله ميدهد. وزير دفاع و نماينده مجلس ميشود؛ اما باز هم ميز اغوايش نميکند، به اهواز ميرود و در آنجا ستاد جنگهاي نامنظم را تشكيل ميدهد. با تدبير مناسب از سقوط اهواز جلوگيري، فتح سوسنگرد و ارتفاعات الله اکبر را رهبري ميکند و... و سرانجام در 31 خرداد 1360 تركش خمپارة دشمن او را به ديدار معبودش نائل ميسازد. اين در حالي که او ميتوانست در آمريکا يا حداقل در تهران بماند و گرماي سوزان خوزستان را به جان نخرد؛ اما ميآيد و در قماري عاشقانه و بزرگ با پروردگار خويش جانش را ميبازد. آنچنان در عاشقي ميپيچد که عقل و دل و انديشه يکبارگي از بيخ و بن ميسوزاند:
اين بار من يکبارگي در عاشقي پيچيدهام
اين بار من يکبارگي از عافيت ببريدهام
دل را زخود برکندهام، با چيز ديگر زندهام
عقل و دل و انديشه را از بيخ و بن سوزيدهام
پيام حضرت امام خميني
بمناسبت شهادت دكتر مصطفي چمران
بِسْمِ الله الرََّّحْمنِ الرََّّحيمِ
انالله وانّااليه راجعون
شهادت انسانساز سردار پرافتخار اسلام، و مجاهد بيدار و متعهد راه تعالي و پيوستن به «ملاء اعلي»، دكتر مصطفي چمران را به پيشگاه وليعصر ارواحنا فداه تسليت و تبريك عرض ميكنم. تسليت از آنرو، كه ملت شهيدپرور ما سربازي را از دست داد، كه در جبهههاي نبرد با باطل، چه در لبنان و چه در ايران، حماسه ميآفريد و سرلوحه مرام او اسلام عزيز و پبروزي حق بر باطل بود. او جنگجويي پرهيزگار و معلمي متعهد بود، كه كشور اسلامي ما به او و امثال او احتياج مبرم داشت و تبريك از آنرو كه اسلام بزرگ چنين فرزنداني تقديم ملتها و توده هاي مستضعف ميكند و سرداراني همچون او در دامن تربيت خود پرورش ميدهد. مگر چنين نيست كه زندگي عقيده و جهاد در راه آن است؟
چمران عزيز با عقيده پاك خالص غيروابسته به دستجات و گروههاي سياسي، و عقيده به هدف بزرگ الهي، جهاد را در راه آن از آغاز زندگي شروع و به آن ختم كرد. او در حيات، با نور معرفت و پيوستگي به خدا قدم نهاد و در راه آن به جهاد برخاست و جان خود را نثار كرد. او با سرافرازي زيست، و با سرافرازي شهيد شد و به حق رسيد.
هنر آن است كه بيهياهوهاي سياسي، و «خودنمايي»هاي شيطاني، براي خدا به جهاد برخيزد و خود را فداي هدف كند نه هوي، و اين هنر مردان خداست. او در پيشگاه خداي بزرگ با آبرو رفت. روانش شاد و يادش بخير.
و اما ما ميتوانيم چنين هنري داشته باشيم، با خداست كه دستمان را بگيرد و از ظلمات جهالت و نفسانيت برهاند.
من اين ضايعه را به ملت شريف ايران و لبنان، بلكه به ملتهاي مسلمان و قواي مسلح و رزمندگان در راه حق، و به خاندان و برادر محترم اين مجاهد عزيز، تسليت عرض ميكنم. و از خداوند تعالي رحمت براي او، و صبر و اجر براي بازماندگان محترمش خواهانم.
روح الله الموسوي الخميني

مطالب مرتبط در این وبلاگ : شهید مصطفی مازح کیست ؟