تبليغاتX
..:: یاد داشت های یک دانشناپذیر ::..

شب قدر ترسو‌ها!

ترسو فراموشکار است! خیلی زود همه چیز را از یاد می‌برد! ش‌تر دیدی! ندیدی! حالا نه اینکه چیز‌های پیش پا افتاده را فراموش کند! نه اینکه یک قرار گم در بین هفته‌های پیچ در پیچ را فراموش کند! نه! ترسو خدا را فراموش می‌کند! لا تکونوا کالذین نسو الله فاساهم انفسهم! ترسوا خدا را فراموش می‌کند! نه اینکه اصلا یادش نباشد‌ها! نه! کافی ست نیازی در زندگیش باشد تا خدا خدایش گوش عرشیان را کر کند! کافی ست حاجتی داشته باشد تا عرش را به فرش بدوزد، کافی ست گرفتاری داشته باشد تا صدای ضجه‌هایش آسمان را بلرزاند و از زاهد‌ترین زاهد‌ها و عابد‌ترین عابد‌ها زاهد‌تر و عابد‌تر و شب زنده دار‌تر شود! در رنج‌ها و بد بختی‌ها و گرفتاری‌ها و نیاز‌ها و مصیبت‌ها ست که به یاد خدا می‌افتد!

اما هنگامی که خدا نیازش را پاسخ اجابت بدهد یاد من تو را فراموش! من کی‌ام! تو کی هستی! خواب دیدی خیر باشه! ترسو این شکلی ست: و اذا مسّ الانسان ضرّ دعا ربّه منیبا الیه ثمّ اذا خوّله نعمة منه نسی ما کان یدعو الیه من قبل.... (زمر – ۸) «و بیچاره انسان را هرگاه فقر و مصیبت و رنجی پیش آید در آن حال به دعا و توبه و انابه به درگاه خدا رود و چون نعمت و ثروت به او عطا کند خدایی را که پیش از آن می‌خواند به کلی فراموش سازد...» ترسو فراموشکار است!

 

شب قدر ترسو‌ها!

ترسو رفیق نیمه راه است! نامرد است! نا‌لوطی ست! بی‌مرام است! ترسو نمک می‌خورد و نمک‌دان می‌شکند و حرمت دست و نمک و نمکدان نگاه نمی‌دارد! اگر ندیده بود حرفی نبود! اگر دست خدا را ندیده بود بعینه، اگر با تمام وجود لمس نکرده بود خدا را، اگر نیست شدن همه چیز غیر از خدا را ندیده بود هنگامی که او نیاز داشت به یک منجی که نجاتش بدهد، در صحنه صحنهٔ نمایش زندگی حرفی نبود! اما ترسو دید! ترسو در آن هنگامی که داشت هلاک می‌شد! آن هنگامی که داشت در توفان حوادث غرق می‌شد! آن هنگامی که داشت بی‌آبرو می‌شد!

آن هنگامی که به نقطهٔ پایان رسیده بود و در همهٔ این لحظات دست نیاز به سوی هرکه دراز کرده بود خالی برگشته بود، در لحظهٔ سیاه نا‌امیدی‌ها.... نقطهٔ روشن یک امید پر فروغ، خدا! آبرویش را خرید، شب نا‌امیدیش را به سحر امید رساند، نگذاشت چینی آبرویش ترک بخورد و بشکند، دستش را گرفت! با دست خودش! در پناه خودش! در آغوش گرم خودش! و ترسو این را فهمید! اماا نامرد نالوطی بی‌مرام، همینکه نجات پیدا کرد، همینکه نفسش جا آمد، تشکر که نه! پشت کرد و پشت پا زد و رفت.... «و اذا مسّکم الضّرّ فی البحر ضلّ من تدعون الا ایاه فلمّا نجّاکم الی البرّ اعرضتم و کان الانسان کفورا» (اسراء – ۶۷)

 

متن کامل را حتماً در اینجا بخوانید.

 

+ نوشته شده توسط دانشناپذیر در شنبه 29 مرداد1390 و ساعت 2:27 بعد از ظهر |

+ نوشته شده توسط دانشناپذیر در جمعه 28 مرداد1390 و ساعت 11:5 قبل از ظهر |

+ نوشته شده توسط دانشناپذیر در جمعه 21 مرداد1390 و ساعت 12:33 بعد از ظهر |

+ نوشته شده توسط دانشناپذیر در جمعه 14 مرداد1390 و ساعت 11:57 قبل از ظهر |

.... السلام عليك يا شهر الله الاكبر و يا عيد اوليائه . السلام عليك يا اكرم مصحوب من الايام و الاوقات و يا خير شهر في الايام و الساعات . السلام عليك من شهر قربت فيه الامال و نشرت فيه الاعمال . السلام عليك من قرين جل قدره موجودا و افجع فقده مفقودا و مرجو الم فراقه . السلام عليك من اليف انس مقبلا فسر و اوحش منقضيا فمض . السلام عليك من مجاور رقت فيه القلوب و قلت فيه الذنوب . السلام عليك من ناصر اعان علي الشيطان و صاحب سهل سبل الاحسان . السلام عليك ما اكثر عتقاء الله فيك و ما اسعد من رعي حرمتك بك !‌ السلام عليك ما كان امحاك للذنوب و استرك لانواع العيوب ! السلام عليك ما كان اطولك علي المجرمين و اهيبك في صدور المومنين ! السلام عليك من شهر لا تنافسه الايام . السلام عليك من شهر هو من كل امر سلام . السلام عليك غير كريه المصاحبة و لا ذميم الملابسة . السلام عليك كما وفدت علينا بالبركات و غسلت عنا دنس الخطيئات . السلام عليك غير مودع برما و لا متروك صيامه ساما . السلام عليك من مطلوب قبل وقته و محزون عليه قبل فوته . السلام عليك كم من سوء صرف بك عنا و كم من خير افيض بك علينا . السلام عليك و علي ليلة القدر التي هي خير من الف شهر . السلام عليك ما كان احرصنا بالامس عليك و اشد شوقنا غدا اليك ! السلام عليك و علي فضلك الذي حرمناه و علي ماض من بركاتك سلبناه . اللهم انا اهل هذا الشهر الذي شرفتنا به و وفقتنا بمنك له حين جهل الاشقياء وقته و حرموا لشقائهم فضله . انت ولي ما اثرتنا به من معرفته و هديتنا من سنته و قد تولينا بتوفيقك صيامه و قيامه علي تقصير و ادينا فيه قليلا من كثير . اللهم فلك الحمد

 

سلام بر تو اي بزرگترين ماه خدا و اي عيد عاشقان حق . سلام بر تو اي كريم ترين همنشين از ميان اوقات و اي بهترين ماه در روزها و ساعات . سلام بر تو اي ماهي كه در طي تو برآورده شدن آمال نزديك گشته و اعمال در آن پخش و فراوان است . سلام بر تو اي هم نفسي كه قدر و منزلتت بزرگ و فقدانت بسيار دردناك است و اي مايه ي اميدي كه دوريت رنج آور است . سلام بر تو اي همدمي كه چون رو كني ما را مونس شاد كننده اي و چون سپري شوي وحشت آور و دردناكي . سلام بر تو اي همسايه اي كه دلها نزد تو نرم شد و گناهان در نزد تو نقصان گرفت . سلام بر تو اي ياوري كه ما را در مبارزه با شيطان ياري دادي و اي مصاحبي كه راههاي احسان را هموار و آسان ساختي . سلام بر تو كه چه بسيارند آزاد شدگان حضرت حق در تو و چه سعادتمند است كسي كه حرمتت را به واسطه ي خودت رعايت نمود . سلام بر تو كه بسيار گناهان را از كارنامه ي ما زدودي و چه عيب ها كه بر ما پوشاندي ! سلام بر تو كه زمانت بر گناهكاران چه طولاني بود و در دل مومنان چه هيبتي داشتي ! سلام بر تو اي ماهيكه هيچ زماني با تو پهلو نزند . سلام بر تو اي ماهي كه از هر نظر مايه ي سلامتي . سلام بر تو كه مصاحبتت ناپسند و معاشرتت نكوهيده نيست . سلام بر تو همچنان كه با بركات بر ما وارد شدي و ناپاكي معاصي را از كارنامه ي ما شستي . سلام بر تو كه وداع با تو نه از باب خستگي و فراغت از روزه ات نه به خاطر ملالت است . سلام بر تو كه قبل از آمدنت در آرزويت به سر مي برديم و پيش از رفتنت بر هجرانت محزونيم . سلام بر تو كه چه بدي ها كه به سبب تو از جانب ما گشته و چه خوبيها كه از بركت تو به ما سرازير شده ! سلام بر تو و بر شب قدري كه از هزار ماه بهتر است . سلام بر تو كه ديروز چه سخت بر تو دل بسته بوديم و فردا چه بسيار شائق تو مي شويم ! سلام بر تو و بر فضيلت تو كه از آن محروم گشتيم و بر بركات گذشته اي كه از دست ما گرفته شد . بار الها ! ما اهل اين ماهيم كه به آن شرافت بخشيدي و توفيق ادراكش را به ما عنايت فرمودي آن گاه كه تيره بختان وقتش را نشناختند و از بخت بدشان از فضلش محروم شدند . تويي سرپرست آنچه از معرفتش كه ما را بدان برتري دادي و آنچه ازسنتش كه ما را بدان رهنمون شدي و ما به توفيق تو به روزه و نماز آن برخاستيم همراه با تقصير و در آن اندكي از بسيار را به جا آورديم . خداوندا پس تو را سپاس ...

 

+ نوشته شده توسط دانشناپذیر در دوشنبه 10 مرداد1390 و ساعت 2:49 بعد از ظهر |

+ نوشته شده توسط دانشناپذیر در جمعه 7 مرداد1390 و ساعت 10:42 قبل از ظهر |