شب قدر ترسوها!
ترسو فراموشکار است! خیلی زود همه چیز را از یاد میبرد! شتر دیدی! ندیدی! حالا نه اینکه چیزهای پیش پا افتاده را فراموش کند! نه اینکه یک قرار گم در بین هفتههای پیچ در پیچ را فراموش کند! نه! ترسو خدا را فراموش میکند! لا تکونوا کالذین نسو الله فاساهم انفسهم! ترسوا خدا را فراموش میکند! نه اینکه اصلا یادش نباشدها! نه! کافی ست نیازی در زندگیش باشد تا خدا خدایش گوش عرشیان را کر کند! کافی ست حاجتی داشته باشد تا عرش را به فرش بدوزد، کافی ست گرفتاری داشته باشد تا صدای ضجههایش آسمان را بلرزاند و از زاهدترین زاهدها و عابدترین عابدها زاهدتر و عابدتر و شب زنده دارتر شود! در رنجها و بد بختیها و گرفتاریها و نیازها و مصیبتها ست که به یاد خدا میافتد! 
اما هنگامی که خدا نیازش را پاسخ اجابت بدهد یاد من تو را فراموش! من کیام! تو کی هستی! خواب دیدی خیر باشه! ترسو این شکلی ست: و اذا مسّ الانسان ضرّ دعا ربّه منیبا الیه ثمّ اذا خوّله نعمة منه نسی ما کان یدعو الیه من قبل.... (زمر – ۸) «و بیچاره انسان را هرگاه فقر و مصیبت و رنجی پیش آید در آن حال به دعا و توبه و انابه به درگاه خدا رود و چون نعمت و ثروت به او عطا کند خدایی را که پیش از آن میخواند به کلی فراموش سازد...» ترسو فراموشکار است!
شب قدر ترسوها!
ترسو رفیق نیمه راه است! نامرد است! نالوطی ست! بیمرام است! ترسو نمک میخورد و نمکدان میشکند و حرمت دست و نمک و نمکدان نگاه نمیدارد! اگر ندیده بود حرفی نبود! اگر دست خدا را ندیده بود بعینه، اگر با تمام وجود لمس نکرده بود خدا را، اگر نیست شدن همه چیز غیر از خدا را ندیده بود هنگامی که او نیاز داشت به یک منجی که نجاتش بدهد، در صحنه صحنهٔ نمایش زندگی حرفی نبود! اما ترسو دید! ترسو در آن هنگامی که داشت هلاک میشد! آن هنگامی که داشت در توفان حوادث غرق میشد! آن هنگامی که داشت بیآبرو میشد!
آن هنگامی که به نقطهٔ پایان رسیده بود و در همهٔ این لحظات دست نیاز به سوی هرکه دراز کرده بود خالی برگشته بود، در لحظهٔ سیاه ناامیدیها.... نقطهٔ روشن یک امید پر فروغ، خدا! آبرویش را خرید، شب ناامیدیش را به سحر امید رساند، نگذاشت چینی آبرویش ترک بخورد و بشکند، دستش را گرفت! با دست خودش! در پناه خودش! در آغوش گرم خودش! و ترسو این را فهمید! اماا نامرد نالوطی بیمرام، همینکه نجات پیدا کرد، همینکه نفسش جا آمد، تشکر که نه! پشت کرد و پشت پا زد و رفت.... «و اذا مسّکم الضّرّ فی البحر ضلّ من تدعون الا ایاه فلمّا نجّاکم الی البرّ اعرضتم و کان الانسان کفورا» (اسراء – ۶۷)
متن کامل را حتماً در اینجا بخوانید.




