
مصاحبه ای خواندنی با وبلاگ نویس عزیز، جناب دانشناپذیر به مناسبت زادروز میلاد ایشان:
دانشناپذیر نام وبلاگی است که نویسنده آن از سال ها پیش اقدام به راه اندازی آن نموده و در این مدت اگر بهترین وبلاگ تاریخ نبوده لااقل جز سه وبلاگ برتر جهان می باشد. متنی که در پیش روی دارید مصاحبه ای است با نویسنده محترم این وبلاگ که به مناسبت روز تولد ایشان تهیه و تقدیم می شود:
- لطفا بفرمایید از چه زمانی شروع به وبلاگ نویسی کردید؟
+ در شروع صحبت عرض سلام و احترام دارم خدمت همه خوانندگان عزیز و محترم این وبلاگ و این روز بزرگ و خجسته را به همه علاقمندان دانشناپذیری تبریک و تهنیت عرض می نمایم. اما در مورد سئوال شما که من وبلاگ نویسی رو از چه زمانی شروع کردم، توضیح بدم که خب می تونید از آرشیو مطالبم به پاسخ این سئوال برسید. اما خب من تنها این وبلاگ را در این بلاگ سرور نداشته ام و قبل تر ها نیز در برخی بلاگ سرورهای دیگر وبلاگ هایی داشته ام. اما همین مقدار بدانید که به قول یکی از دوستان " اون زمان که تو یه شکوفه روی درخت گیلاس بودی من وبلاگ نویس بودم".
- هدف شما از این که در خردادماه متولد شدید چه بود؟
+ خب مجبور بودم، مجبور بودم ، می فهمی ؟!
- با مرور مختصر و گذرا به وبلاگ دانشناپذیر می توان سیر تحولاتی صعودی و نزولی را در مقاطع مختلف زمانی مشاهده کرد، علت این فراز و نشیب را چه می دانید؟
+ خب وبلاگ نویسی هم مثل هر حرفه و فنی بالا و پایین دارد. رضا زاده هم یه زمانی وزنه های آن چنانی می زد، اما الان چی؟ خب دانشناپذیر هم یه زمانی بهترین وبلاگ جهان بود البته هنوز هم همان محبوبیت و رتبه را در دل مخاطبین خود دارد اما جبر زمانه این فراز و فرود ها را رقم می زند که هیچ جای نگرانی ندارد.
- علت رکود اخیر دانشناپذیر نیز همین مطلب است؟
+ شاید!
- برنامه های آتی دانشناپذیر چیست؟
+ خوب شد این سئوال رو پرسیدید، در این چند وقت که ما در سکوت وبلاگی به سر می بردیم ؛ مشغول برنامه ریزی های دقیق و حساسی برای آینده بودیم که به مرور زمان به اطلاع همه علاقمندانم می رسانم. فقط این نوید را خدمت شما عزیزان می دهم که روزهای طلایی منتظر دانشناپذیر و شما است.
- صحبت پابانی ؟
+ مجدداً این روز بزرگ و عزیز را خدمت شما و خودم تبریک می گم و از همه اونایی که کادوهاشون هنوز به دستم نرسیده می خوام که سریعاً اقدام لازم و عاجل را مبذول نمایند. امید که در سایه رحمت متعال همیشه شاد و سلامت و موفق باشید.
آیا من یک وبلاگ نویس هستم ؟!



در آسمان مکه و در منزل وحي، شوري برپا بود. فرشتگان و حوريان بهشتي هلهله کنان و تبريک گويان به زمين مي آمدند و گرداگرد خديجه حلقه مي زدند و آيه « فتبارک الله احسن الخالقين» را زمزمه مي کردند. آن شب درهاي عرش گشوده شده بود و ليله القدر خدا و تنزل الملائکه تفسير شده و از دامان پاک خديجه، ناز دانه نبوي و گل سپيد احمدي درخشيد.
متولد شد و دل هاي آسمانيان و زمينيان، سر سبزتر از هميشه گشت. دردانه بوستان عصمت و طهارت ، زمين و آسمان مکه را نورافشاني کرد. شاه بيت غزل آفرينش، غايت خلقت و ميوه باغ رسالت ، خانه محمد (ص) را با قدوم خود مزين نمود. پدر بر دستان کوچکش بوسه زد؛ چرا که او بضعه النبي، همراه و هم راز پدر و ام ابيها بود.
آمد ...
و واژگان نور میان کلام جهانیان جان گرفت
و آسمان عشق در میان دوستان ایمان،
باران آمد ...
و هرم حضور آفتابی اش
سلام و صلوات را مهمان چشمان عاشقان کرد
و حضور و رایحه سبز ایمان را تکرار.


