
دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود تعبیر رفت و کار به دولت حواله بود
چهل سال رنج و غصه کشیدیم و عاقبت تدبیر ما به دست شراب دوساله بود
آن نافه مراد که میخواستم ز بخت در چین زلف آن بت مشکین کلاله بود
از دست برده بود خمار غمم سحر دولت مساعد آمد و می در پیاله بود
بر آستان میکده خون میخورم مدام روزی ما ز خوان قدر این نواله بود
هر کو نکاشت مهر و ز خوبی گلی نچید در رهگذار باد نگهبان لاله بود
بر طرف گلشنم گذر افتاد وقت صبح آن دم که کار مرغ سحر آه و ناله بود
دیدیم شعر دلکش حافظ به مدح شاه یک بیت از این قصیده به از صد رساله بود
آن شاه تندحمله که خورشید شیرگیر پیشش به روز معرکه کمتر غزاله بود
پ.ن: از رسوم زیبای شب یلدا، تفأل به لسان الغیب حافظ است. این نیز فال امشب دانشناپذیر.











تعطيلات هفته گذشته فرصت مغتمني فراهم كرد تا از اين شهر سراسر دود و خستگي ، سَري به خطه سر سبز شمال بزنيم . هوا ، توصيف ناپذير عالي و آبي و آفتابي بود. تعطيلات مكرر هفته هاي گذشته از ترافيك ماشين هاي عازم شمال بطور چشمگيري كاسته بود و هركه عزم شمال داشت در هفته هاي گذشته رفته و اين هفته شمال تا حدودي خلوت از اهالي تهران بود. جاي همگي بسي سبز و خالي .

با سلام خدمت همه دوستان عزيز و احياناً دشمنان عزيزتر
هفته گذشته با پايان پنجمین نمایشگاه بین المللی قطعات، لوازم و مجموعه های خودرو در محل برگزاري نمايشگاه هاي بين المللي تهران فعاليت و كارم در يكي از شركت هاي وابسته به گروه خودرو سازي سايپا غروب كرد. 